تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠
سعادتآفرين نيست، كه غالباً مايه دردسر، بلا و بدبختى است؛ زيرا چنين اشخاصى، نه اموال خود را به مورد، مصرف مىكنند، تا از آن بهره مفيد و سازندهاى بگيرند، و نه فرزندان سر براه و با ايمان و تربيت يافتهاى دارند، كه مايه روشنى چشم آنان، و حل مشكلات زندگانيشان گردد، بلكه اموالشان غالباً در راه هوسهاى كشنده و سركش، توليد فساد، و تحكيم پايههاى ظلم مصرف مىگردد، و مايه غفلت آنها از خدا و مسائل اساسى زندگى است.
و فرزندانشان هم در خدمت ظالمان و فاسدان قرار مىگيرند، و مبتلا به انواع انحرافهاى اخلاقى مىشوند، و سرانجام دردسرآفرين خواهند بود.
منتهى، براى كسانى كه ثروت و نيروى انسانى را اصيل مىپندارند، و چگونگى مصرف آن، براى آنها مطرح نيست، زندگانى اين گونه اشخاص، دورنماى دلانگيزى دارد، اما اگر به متن زندگيشان نزديكتر شويم، و به اين حقيقت نيز توجه كنيم كه، چگونگى بهرهبردارى از اين امكانات مطرح است، تصديق خواهيم كرد كه: هرگز افراد خوشبختى نيستند.
***
نكتهها:
١- درباره شأننزول آيه نخست، روايات متعددى وارد شده است، كه خالى از اختلاف نيست.
از بعضى از اين روايات استفاده مىشود: پيامبرهنگامى كه «عبداللَّه بن ابى» (منافق مشهور)، از دنيا رفت، بر او نماز گزارد، و كنار قبر او ايستاد و دعا كرد، حتى پيراهن خود را به عنوان كفن بر او پوشانيد، سپس آيه فوق نازل شد، و پيامبر صلى الله عليه و آله را از تكرار اين كار، نهى كرد. «١»