تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
و فاسدان، از طريق محاصره اجتماعى، و قطع رابطهها و پيوندها است.
ما به خوبى مىبينيم كه اين قطع رابطه، در مورد سه نفر از متخلفان «تبوك»، به قدرى آنها را تحت فشار قرار داد، كه از هر زندانى براى آنها سختتر بود، آن چنان كه جان آنها از فشار اين محاصره اجتماعى به لب رسيد، و از همه جا قطع اميد كردند.
اين موضوع، آن چنان انعكاس وسيعى در جامعه مسلمانان آن روز از خود به جاى گذاشت، كه بعد از آن كمتر كسى جرأت مىكرد مرتكب اين گونه گناهان شود.
اين نوع مجازات، نه دردسر و هزينه زندان را دارد، و نه خاصيت تنبلپرورى و بدآموزىهاى آنها را، ولى تأثير آن از هر زندانى بيشتر، و دردناكتر است.
اين در واقع يك نوع اعتصاب و مبارزه منفى جامعه، در برابر افراد فاسد است.
اگر مسلمانان در برابر «متخلفان از وظائف حساس اجتماعى»، دست به چنين مبارزهاى بزنند، به طور قطع در هر عصر و زمانى، پيروزى با آنها خواهد بود، و به راحتى مىتوانند جامعه خود را پاكسازى كنند.
اما روح مجامله و سازشكارى، كه بدبختانه امروز در بسيارى از جوامع اسلامى، به صورت يك بيمارى تقريباً همهگير درآمده است، نه تنها جلو اين گونه اشخاص را نمىگيرد، كه آنان را در اعمال زشتشان، تشجيع مىكند.
***
٥- غزوه «تبوك» و دستاوردهايش
«تبوك»، دورترين نقطهاى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله در غزوات خود، به آنجا گام