تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩١
١- مرحله «موعظه و اندرز».
٢- مرحله «پاكسازى روح انسان از انواع رذائل اخلاقى».
٣- مرحله «هدايت»، كه پس از پاكسازى انجام مىگيرد.
٤- مرحلهاى كه انسان، لياقت آن را پيدا كرده كه مشمول رحمت و نعمت پروردگار شود.
هر يك از اين مراحل به دنبال ديگرى قرار دارد، و جالب اين كه: تمام آنها در پرتو قرآن انجام مىگيرد:
قرآن است كه انسانها را اندرز مىدهد.
قرآن است كه زنگار گناه و صفات زشت را از قلب آنها مىشويد.
قرآن است كه نور هدايت را به دلها مىتاباند.
و نيز قرآن است كه نعمتهاى الهى را بر فرد و جامعه نازل مىگرداند.
على عليه السلام در گفتار جامع خود در «نهج البلاغه»، با رساترين تعبيرى اين حقيقت را توضيح داده است، آنجا كه مىفرمايد:
... فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوائِكُمْ، وَ اسْتَعِيْنُوا بِهِ عَلى لَا وائِكُمْ، فَإِنَّ فِيْهِ شِفاءً مِنْ أَكْبَرِ الدَّاءِ: وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفاقُ، وَ الْغَىُّ وَ الضَّلالُ:
«از قرآن براى بيمارىهاى خود شفا بطلبيد، و به آن براى حل مشكلاتتان استعانت جوئيد، چه اين كه در قرآن شفاى بزرگترين دردها است، كه آن بيمارى كفر، نفاق، گمراهى و ضلالت است». «١»
و اين خود مىرساند: قرآن، نسخهاى است براى بهبودى فرد و جامعه از انواع بيمارىهاى اخلاقى و اجتماعى.
اين همان حقيقتى است كه مسلمانان آن را به دست فراموشى سپرده، و به