تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥
شأننزول:
در ميان مفسران معروف است: اين آيات، درباره يكى از انصار به نام «ثعلبة بن حاطب» نازل شده است، او كه مرد فقيرى بود، و مرتّب به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله مىرفت، اصرار داشت پيامبر صلى الله عليه و آله دعا كند؛ تا خداوند مال فراوانى به او بدهد!
پيغمبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: قَلِيلٌ تُؤَدِّي شُكْرَهُ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ لاتُطِيقُهُ: «مقدار كمى كه حقش را بتوانى ادا كنى، بهتر از مقدار زيادى است كه توانائى اداء حقش را نداشته باشى».
آيا بهتر نيست به پيامبر خدا تأسّى جوئى، و به زندگى سادهاى بسازى؟ ولى «ثعلبه» دستبردار نبود، و سرانجام به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد: به خدائى كه تو را به حق فرستاده سوگند ياد مىكنم، اگر خداوند ثروتى به من عنايت كند، تمام حقوق آن را خواهم پرداخت.
پيامبر صلى الله عليه و آله براى او دعا كرد، چيزى نگذشت كه (طبق روايتى) پسر عموى ثروتمندش از دنيا رفت، و ثروت سرشارى به او رسيد.
و طبق روايت ديگرى، گوسفندى خريد، و به زودى زاد ولد كرد، آن چنان كه نگاهدارى آنها در «مدينه» ممكن نبود، ناچار به آبادىهاى اطراف «مدينه» روى آورد، و آن چنان مشغول و سر گرم زندگى مادّى شد، كه در جماعت و حتى «نماز جمعه» نيز شركت نمىكرد.
پس از مدتى پيامبر صلى الله عليه و آله، مأمور جمعآورى «زكات» را نزد او فرستاد، تا زكات اموال او را بگيرد.
ولى اين مرد كمظرفيت، تازه به نوا رسيده و بخيل، از پرداخت حق الهى، خوددارى كرد، نه تنها خوددارى كرد، كه به اصل تشريع اين حكم نيز اعتراض