تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣
٣- «ابو سعيد خُدرى»، چنين نقل مىكند: پيامبر صلى الله عليه و آله دست به ميان شانههاى على عليه السلام زد و فرمود: يا عَلِىُّ لَكَ سَبْعُ خِصالٍ لايُحاجُّكَ فِيْهِنَّ أَحَدٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ: أَنْتَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِيْنَ بِاللَّهِ إِيْماناً وَ أَوْفاهُمْ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَقْوَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ ...:
«اى على! هفت صفت ممتاز دارى، كه احدى در قيامت نمىتواند درباره آنها با تو گفتگو كند: تو نخستين كسى هستى كه به خدا ايمان آوردى، و از همه نسبت به پيمانهاى الهى باوفاترى، و در اطاعت فرمان خدا پابرجاترى ...». «١»
همان گونه كه اشاره كرديم، دهها روايت در كتب مختلف تاريخ و تفسير و حديث، در اين باره از پيامبر صلى الله عليه و آله و ديگران نقل شده است. «٢»
جالب اين است: گروهى كه نتوانستهاند سبقت على عليه السلام را در ايمان و اسلام انكار كنند- به عللى كه ناگفته پيدا است- كوشش دارند آن را به نحو ديگرى انكار، يا كم اهميت جلوه دهند.
و بعضى ديگر كوشش دارند، به جاى او «ابوبكر» را بگذارند، كه او اولين مسلمان است.
گاهى، مىگويند: على عليه السلام در آن هنگام دهساله بود و طبعاً نابالغ، بنابراين اسلام او، به عنوان اسلام يك كودك، تأثيرى در قوت و قدرت جبهه مسلمين در برابر دشمن نداشت، (اين سخن را «فخر رازى» در تفسيرش ذيل آيه فوق