تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧
«فاصله مكانى» سخن مىگويد، ولى بعيد نيست روح آيه در پيكارهاى منطقى و فاصلههاى معنوى نيز حاكم باشد، به اين معنى كه: مسلمانان به هنگام پرداختن به مبارزه منطقى و تبليغاتى با دشمنان، اول بايد به سراغ كسانى بروند كه، خطرشان براى جامعه اسلامى بيشتر و نزديكتر است.
مثلًا در عصر ما، كه خطر الحاد و مادّىگرى همه جوامع را تهديد مىكند، بايد مبارزه با آن را مقدم بر مبارزه با مذاهب باطل قرار داد، نه اين كه آنها فراموش شوند، بلكه بايد لبه تيز حمله، متوجه گروه خطرناكتر گردد.
يا مثلًا مبارزه با استعمار فكرى، سياسى و اقتصادى بايد در درجه اول قرار گيرد.
دومين دستورى كه در زمينه جهاد، در آيه فوق مىخوانيم: دستور شدت عمل است، آيه مىفرمايد: «دشمنان بايد در شما يك نوع شدت و خشونت احساس كنند» «وَ لْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً».
اشاره به اين كه: تنها شجاعت و شهامت درونى، و آمادگى روانى براى ايستادگى و مبارزه سرسختانه با دشمن كافى نيست، بلكه بايد اين آمادگى و سر سختى خود را به دشمن نشان دهيد، و آنها بدانند در شما چنين روحيهاى هست، تا همان سبب عقبنشينى و شكست روحيه آنان گردد.
و به تعبير ديگر: وجود قدرت، كافى نيست، بلكه بايد در برابر دشمن نمايش قدرت داد.
لذا در تاريخ اسلام مىخوانيم: به هنگام آمدن مسلمانان به «مكّه»، براى مراسم زيارت خانه خدا، پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها دستور داد: به هنگام «طواف» با سرعت راه بروند، بلكه بدوند، و شدت و سرعت و ورزيدگى خود را به دشمنانى كه ناظر آنها بودند نشان دهند.