تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠
تفسير:
بهشتيان و دوزخيان
در آغاز اين سوره همان گونه كه اشاره شد، قرآن نخست يك بحث اجمالى پيرامون مسأله مبدأ و معاد نموده، سپس به شرح آن پرداخته است، در آيات قبل، شرحى پيرامون مسأله مبدأ بود، و در آيات مورد بحث شرحى پيرامون معاد، و سرنوشت مردم در جهان ديگر، ديده مىشود.
نخست مىفرمايد: «كسانى كه اميد به لقاى ما را ندارند، و به رستاخيز معتقد نيستند، و به همين دليل تنها به زندگى دنيا خشنودند و به آن اطمينان مىكنند ...» «إِنَّ الَّذينَ لايَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها».
«و همچنين آنها كه از آيات ما غافلند و در آنها انديشه نمىكنند ...»، تا قلبى بيدار، و دلى مملوّ از احساس مسئوليت پيدا كنند ... «وَ الَّذينَ هُمْ عَنْ آياتِنا غافِلُونَ».
***
«اين هر دو گروه جايگاهشان آتش است؛ به خاطر اعمالى كه انجام مىدهند» «أُولئِكَ مَأْواهُمُ النَّارُ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ».
در حقيقت نتيجه مستقيم عدم ايمان به معاد، دلبستگى به اين زندگى محدود، مقامهاى مادّى، و اطمينان و اتكاء به آن است، و نتيجه اين دلبستگى، آلودگى از نظر عمل و فعاليتهاى مختلف زندگى است، و پايان آن چيزى جز آتش نخواهد بود.
همچنين غفلت از آيات الهى، سرچشمه بيگانگى از خدا، و بيگانگى از خدا، سرچشمه عدم احساس مسئوليت، و آلودگى به ظلم، فساد و گناه است، و سرانجام آن چيزى جز آتش نمىتواند باشد.