تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧
به طورى كه در شب در تمام ماه، وضع و شكل «ماه» در آسمان، يكسان نيست، و اگر كمى در وضع «ماه» هر شب دقت كنيم، كم كم عادت خواهيم كرد كه با دقت تعيين كنيم آن شب، چندمين شب ماه است.
ممكن است بعضى تصور كنند، از نيمه دوم ماه به بعد، منظرههاى نيمه اول ماه عيناً تكرار مىشود، و مثلًا چهره «ماه» در شب بيست و يكم، درست مانند شب هفتم است، ولى اين يك اشتباه بزرگ است؛ زيرا قسمت ناقص «ماه» در نيمه اول، طرف بالا است، در حالى كه قسمت ناقص در نيمه دوم، طرف پائين است.
و به تعبير ديگر: نوكهاى هلال در آغاز ماه به سمت «شرق» است، در حالى كه نوكهاى ماه در اواخر ماه به سمت «غرب» مىباشد.
به علاوه «ماه» در اوائل ماه، در سمت «غرب» ديده مىشود، ولى در اواخر، بيشتر در سمت «شرق» و بسيار ديرتر طلوع مىكند.
به اين ترتيب، مىتوان از شكل «ماه»، با تغييرات تدريجىاش به عنوان يك روز شمار، استفاده كرد، و با دقت روزهاى ماه را از شكل «ماه» به دست آورد.
به هر حال، ما در اين موهبت كه نامش را «نظام تاريخى» مىناميم، مديون اين آفرينش الهى هستيم، و اگر حركات «ماه»، «خورشيد» و «زمين» نبود، چنان هرج و مرج و ناراحتى در زندگى براى ما پديد مىآمد كه، حسابى براى آن متصوّر نبود.
زندانيانى كه در سلولهاى انفرادى و تاريك گرفتار شدهاند، و زمان را گم كردهاند، اين سرگردانى و بلاتكليفى را كاملًا احساس نمودهاند.
يكى از زندانيانى كه در عصر ما، حدود يك ماه در سلول تاريك انفرادى عُمّال استبداد گرفتار شده بود نقل مىكرد: