تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٣
تفسير:
مشكلات مجاهدان بىپاداش نمىماند
در آيات گذشته، بحثهائى پيرامون سرزنش كسانى كه از غزوه «تبوك» خوددارى كرده بودند، به ميان آمد، دو آيه مورد بحث، به عنوان يك قانون كلى و همگانى، بحث روى اين موضوع را نهائى مىكند.
نخست مىفرمايد: «مردم مدينه و باديهنشينانى كه در اطراف اين شهر، (مركز و كانون اسلام) ساكنند، حق ندارند از رسول خدا صلى الله عليه و آله تخلّف جويند» «ما كانَ لِاهْلِ الْمَدينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ».
«و نه حفظ جان خود را بر حفظ جان او مقدم دارند» «وَ لايَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ».
چرا كه او رهبر امت، پيامبر خدا، و رمز بقاء و حيات ملت اسلام است، و تنها گذاردن او، نه فقط پيامبر صلى الله عليه و آله را به خطر مىافكند، بلكه آئين خدا، و علاوه بر آن، موجوديت و حيات خود مؤمنان را نيز در خطر جدى قرار خواهد داد.
قرآن در اينجا با استفاده از يك بيان عاطفى، همه افراد با ايمان را به ملازمت پيامبر صلى الله عليه و آله، و حمايت و دفاع از او در برابر مشكلات تشويق مىكند، مىگويد:
جان شما از جان او عزيزتر، و حيات شما از حيات او باارزشتر نيست، آيا ايمانتان اجازه مىدهد، وجود او كه پرارزشترين وجود انسانى است، و براى نجات و رهبرى شما مبعوث شده به خطر بيفتد، و شما سلامتطلبان، براى حفظ جان خويش از فداكارى در راه او مضايقه كنيد؟!
مسلّم است تأكيد و تكيه روى «مدينه» و اطرافش، به خاطر آن است كه؛ در آن روز، كانون اسلام «مدينه» بود، و الّا اين حكم، نه اختصاصى به «مدينه» و اطراف آن دارد، و نه مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله است.