تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦
از آن مردم «مكّه» را تبليغ فرمود، آنگاه به سراسر «جزيرة العرب» مبلّغ فرستاد، و سپس نامه براى سلاطين جهان نوشت، و بدون شك اين روش به پيروزى نزديكتر است.
البته هر قانونى استثناءئى دارد، ممكن است مواقع فوقالعادهاى دشمن دورتر به مراتب خطرناكتر باشد، كه قبلًا بايد به دفع او شتافت، اما همان گونه كه گفتيم، اين يك استثناء است نه يك قانون هميشگى.
و اما اين كه: پرداختن به دشمن نزديكتر لازمتر است، دلائلش واضح است، زيرا:
اوّلًا- خطر دشمن نزديك، از خطر دشمنان دور بيشتر مىباشد.
ثانياً- آگاهى و اطلاعات ما، نسبت به دشمنان نزديكتر، افزونتر است، و اين خود به پيروزى كمك مىكند.
ثالثاً- پرداختن به دور، و رها كردن نزديك، اين خطر را دارد كه دشمنان نزديك ممكن است از پشت سر حمله كنند، و يا كانون اصلى اسلام را به هنگام خالى شدن مركز، در هم بكوبند.
رابعاً- وسائل و هزينه مبارزه با نزديك، كمتر و سادهتر، و تسلّط بر جبهه در آن آسانتر است، به اين جهات، و جهات ديگر، دفع اين گونه دشمنان، لازمتر است.
ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مىرسد: آن موقع كه آيه فوق نازل شد، اسلام تقريباً همه «جزيرة العرب» را گرفته بود، و بنابراين نزديكترين دشمن در آن روز، شايد «امپراطورى روم شرقى» بود، كه مسلمانان براى مبارزه با آنان به «تبوك» شتافتند.
اين را نيز نبايد فراموش كرد كه، آيه فوق گر چه از «پيكار مسلحانه»، و از