تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٧
در حقيقت، نخستين آيات مورد بحث، از عموم مردم دعوت به مطالعه، تحقيق و سؤال از اهل اطلاع كرد، و به دنبال آن از آنها خواست، كه با روشن شدن حق، به حمايت و دفاع از آن به پاخيزند.
ولى در آيات اخير مىگويد: نبايد انتظار ايمان آوردن همه آنها را داشته باشى؛ زيرا گروهى آن قدر فاسد شدهاند كه ديگر قابل اصلاح نيستند، بنابراين نه از عدم ايمان آنها دلسرد باش، و نه نيروى خود را روى هدايت آنان هدر ده، بلكه به گروهى بپرداز كه، اكثريت را تشكيل مىدهند، و قابل هدايتند.
همان گونه كه بارها تكرار كردهايم، تعبيراتى مانند آيات فوق، به هيچ گونه دليل بر «جبر» نيست، بلكه اينها از قبيل ذكر آثار عمل انسان است، منتها چون اثر هر چيز به فرمان خدا است، گاهى اين امور به خدا نسبت داده مىشود.
ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مىرسد كه، در چند آيه قبل، درباره «فرعون» خوانديم كه: او بعد از نزول عذاب و گرفتار شدن در چنگال طوفان، اظهار ايمان كرد، ولى اين گونه ايمان چون جنبه اضطرارى داشت، براى او سودى نداشت.
اما در آيات مورد بحث مىگويد: اين تنها راه و روش فرعون نبود، بلكه همه افراد لجوج، خودخواه، مستكبر و سياه دل، كه به اوج طغيان رسيدهاند نيز، همين حالت را دارند، آنها نيز ايمان نمىآورند، مگر اين كه عذاب اليم را ببينند، همان ايمانى كه براى آنها بىاثر است.
***
نكته:
آيا پيامبر ترديد داشت؟
ممكن است در ابتدا چنين به نظر برسد كه: آيه حكايت از اين دارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حقانيت آياتى كه بر او نازل مىشد ترديد داشت، و خداوند از