تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥
اما، «همه اينها نتيجه اعمالى است كه خودشان انجام دادهاند» «جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» و نسبت به آنان هيچ ستمى نشده است.
***
در آخرين آيه مورد بحث، به سوگندهاى آنها اشاره شده: «براى شما قسم ياد مىكنند كه از آنها خشنود شويد» «يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ».
سوگندى كه در آيه قبل مورد اشاره قرار گرفت، به خاطر اين بود كه: مؤمنان عملًا واكنشى در مقابل آنها نشان ندهند، ولى سوگندى كه در اين آيه، به آن اشاره شده، براى آن است كه: علاوه بر جنبه عملى، قلباً هم از آنها خشنود شوند!
اين در صورتى است كه آيه قبل را اشاره به سوگند آيه بعد ندانيم و گرنه هر دو آيه اشاره به يك سوگند خواهند داشت.
و در ادامه آيه، با تعبيرى كه بوى تهديد از آن مىآيد، مىفرمايد: «اگر شما هم از آنها راضى شويد، خدا هرگز از جمعيت فاسقان راضى نخواهد شد» «فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لايَرْضى عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقينَ».
بدون اين كه دستور دهد شما از آنها راضى نشويد.
شك نيست، آنها از نظر دينى و اخلاقى، اهميتى براى خشنودى مسلمانان قائل نبودند، بلكه مىخواستند از اين راه، كدورتهاى قلبى آنان را بشويند، تا از عكسالعملهاى آنان در امان بمانند، و دستورات رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد عدم مجالست با آنها را خنثى سازند.
ولى خداوند، با تعبير «لايَرْضى عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقينَ»، به مسلمانان هشدار مىدهد: اينها فاسقند، و جاى اين ندارد كه از آنها راضى شوند، اين سوگندها دامهاى فريبى است كه، بر سر راه شما مىگسترند، بيدار باشيد، در آنها گرفتار نشويد!