تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٦
خود هدايت يافته، و هر كس با عدم تسليم در برابر آن، راه گمراهى را برگزيند، به زيان خود گام برداشته» «فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها».
«و من مأمور و وكيل و نگاهبان شما نيستم» «وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكيلٍ».
يعنى: نه وظيفه دارم كه شما را به پذيرش حق مجبور كنم؛ چرا كه اجبار در پذيرش ايمان معنى ندارد، و نه اگر پذيرا نشديد مىتوانم شما را از مجازات الهى حفظ كنم، بلكه وظيفه من دعوت است و تبليغ، و ارشاد و راهنمائى و رهبرى، و اما بقيه بر عهده خود شما است، كه به اختيار خود راهتان را برگزينيد.
اين آيه، علاوه بر اين كه بار ديگر مسأله اختيار و آزادى اراده را تأكيد مىكند، دليل بر اين است كه پذيرش حق در درجه اول به سود خود انسان است، همان گونه كه مخالفت با آن به زيان خود او است، در واقع تعليمات رهبران الهى و كتب آسمانى، كلاسهائى است براى تربيت و تكامل انسانها، نه موافقت با آن چيزى بر عظمت خدا مىافزايد، و نه مخالفت با آن چيزى از جلال او مىكاهد!
***
سپس، وظيفه پيامبر را در دو جمله تعيين مىكند، نخست اين كه: «بايد تنها از آنچه به تو وحى مىشود پيروى كنى» «وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ».
مسير راهت را خدا از طريق وحى تعيين كرده است، و كمترين انحراف از آن براى تو مجاز نيست.
ديگر اين كه: در اين راه، مشكلات طاقتفرسا و ناراحتىهاى فراوان در برابر تو است، بايد از انبوه مشكلات ترس و هراسى به خود راه ندهى، «بايد صبر و استقامت و پايدارى پيشه كنى، تا خداوند حكم و فرمان خود را براى پيروزى تو بر دشمنان صادر كند» «وَ اصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ».