تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨
در كنار يكديگر مىسازند، و جماعات مسلمين را آن چنان پراكنده مىكنند كه صفوف جماعت آنها خلوت، بىرونق و بىروح مىشود، عملى بر خلاف اهداف اسلامى انجام مىدهند.
٤- آخرين هدف آنها اين بود كه: «مركز و كانونى براى كسى كه با خدا و پيامبرش از پيش مبارزه كرده بود، و سوابق سوئش بر همگان روشن بود بسازند» «وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ» تا از اين پايگاه نفاق، برنامههاى خود را عملى سازند.
عجب اين است كه، تمام اين اغراض سوء و اهداف شوم را، در يك لباس زيبا و ظاهر فريب پيچيده بودند، «و حتى سوگند ياد مىكردند كه ما جز نيكى، قصد و نظر ديگرى نداشتيم» «وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى».
و اين است آئين منافقان در هر عصر و زمان، كه علاوه بر استتار در پردههاى ظاهراً زيبا، متوسل به انواع سوگندهاى دروغين، براى منحرف ساختن افكار عمومى مىشوند.
ولى قرآن اضافه مىكند: «خداوندى كه از اسرار درون همه آگاه است، و غيب و شهود برايش يكسان مىباشد، گواهى مىدهد كه به طور مسلّم آنها دروغگو هستند» «وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ».
در اين جمله، انواع تأكيدها براى تكذيب آنان به چشم مىخورد.
نخست اين كه: «جمله اسميه» است.
و ديگر اين كه: كلمه «إِنَّ» براى تأكيد است.
و نيز لام «لَكاذِبُون»، كه به اصطلاح لام ابتدا و براى تأكيد مىباشد.
و همچنين «كاذِبُون» به جاى «فعل ماضى» كه دليل بر استمرار و ادامه دروغگوئى آنان مىباشد.