تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢
ثالثاً- تنها كسى كه اين روايت را نقل كرده، «سعيد بن مسيب» است، و دشمنى او با امير مؤمنان على عليه السلام معروف است، بنابراين، هرگز نمىتوان به گفتار او درباره على عليه السلام يا پدر و فرزندش اعتماد كرد.
مرحوم «علامه امينى»، پس از اشاره به مطلب فوق، سخنى از «واقدى» نقل مىكند، كه قابل توجه است، مىگويد:
«سعيد بن مسيب»، از كنار جنازه امام سجاد على بن الحسين عليهما السلام گذشت و بر آن نماز نگزارد، (و با عذرى واهى) از اين كار صرفنظر كرد. «١»
اما هنگامى كه به گفته «ابن حزم» از او پرسيدند: آيا پشت سر «حَجّاج» نماز مىخوانى يا نه؟
گفت: ما پشت سر بدتر از «حجاج» نماز مىخوانيم! «٢»
رابعاً- همان گونه كه در جلد پنجم همين تفسير گفتيم، شك نيست «ابو طالب»، به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ايمان آورد، مدارك و دلائل روشنى براى اين موضوع ارائه داديم، و ثابت كرديم كه: آنچه درباره عدم ايمان «ابو طالب» گفتهاند، تهمتى بزرگ است، كه تمام علماى «شيعه»، و گروهى از دانشمندان اهل تسنن، مانند:
«ابن ابى الحديد» (در «شرح نهج البلاغه»)، و «قسطلانى» (در «ارشاد السارى») و «زينى دحلان» (در «حاشيه تفسير حلبى») به آن تصريح كردهاند.
و گفتيم: يك محقق موشكاف، با توجه به موج سياسى مغرضانهاى كه از حكام «بنى اميه» بر ضد على عليه السلام برخاست، به خوبى مىتواند حدس بزند كه، هر كس با آن حضرت ارتباط و پيوند داشت، از اين تعرض مغرضانه در امان نماند، در واقع «ابو طالب» گناهى نداشت جز اين كه پدر على بن ابى طالب عليه السلام