تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧
زيرا اين موضوع، باعث نگرانى گروهى از مسلمين شده بود، آيه فوق نازل شد و به آنها اطمينان داد استغفارهاى آنان قبل از نهى الهى، موجب مؤاخذه و مجازات نخواهد بود. «١»
تفسير:
مجازات پس از تبيين
نخستين آيه فوق، اشاره به يك قانون كلى و عمومى دارد، كه عقل نيز آن را تأئيد مىكند، و آن اين كه:
مادام كه خداوند حكمى را بيان نفرموده، و توضيحى در شرع پيرامون آن نرسيده است، هيچ كس را در برابر آن مجازات نخواهد كرد، و به تعبير ديگر:
تكليف و مسئوليت، همواره بعد از بيان احكام است، و اين همان چيزى است كه در «علم اصول» از آن به قاعده «قبح عقاب بلا بيان» تعبير مىشود.
لذا در آغاز مىفرمايد: «چنين نبوده كه خداوند گروهى را پس از هدايت، گمراه سازد، تا اين كه آنچه را كه بايد از آن بپرهيزند براى آنها تبيين كند» «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ».
منظور از «يُضِلَّ»، كه در اصل به معنى گمراه ساختن است، يا حكم به گمراهى مىباشد، آن چنان كه بعضى از مفسران احتمال دادهاند (همانند تعديل و تفسيق، كه به معنى حكم به عدالت و حكم به فسق است). «٢»