تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩
سپس مىگويد: اگر مىتوانيد «برخيزيد، و به زندگى من پايان دهيد، و لحظهاى مرا مهلت ندهيد» «ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لاتُنْظِرُونِ». «١»
اين بيان نشان مىدهد «نوح» فرستاده بزرگ پروردگار، با قاطعيتى كه ويژه پيامبران اولوا العزم است، در نهايت شجاعت و شهامت، با نفرات كم و محدودى كه داشت، در مقابل دشمنان نيرومند و سرسخت ايستادگى مىكند، و قدرت آنها را به باد مسخره مىگيرد، و بى اعتنائى خويش را به نقشهها و افكار و بتهاى آنها نشان مىدهد، و به اين وسيله يك ضربه محكم روانى بر افكارشان وارد مىسازد.
با توجه به اين كه اين آيات در «مكّه» نازل شده، در آن زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز در شرائطى مشابه «نوح» زندگى مىكرد، و مؤمنان در اقليت بودند، قرآن مىخواهد به پيامبر نيز همين دستور را بدهد كه: بايد به قدرت دشمن اهميت ندهد، بلكه با قاطعيت و شهامت پيش برود؛ چرا كه تكيهگاهش خدا است، و هيچ نيروئى تاب مقاومت در برابر قدرت او را ندارد.
گر چه بعضى از مفسران، اين تعبير «نوح» و يا شبيه آن را در تاريخ ساير انبياء يك نوع اعجاز گرفتهاند؛ چرا كه آنها با نبودن امكانات ظاهرى، دشمن را تهديد به شكست كرده و از پيروزى نهائى خود خبر دادهاند، و اين جز از طريق اعجاز امكانپذير نيست.