تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢
جاى اين كه از اين داروى شفابخش بهره گيرند، درمان خود را در مكتبهاى ديگر جستجو مىكنند.
و اين كتاب بزرگ آسمانى را فقط يك كتاب خواندنى قرار دادهاند، نه انديشيدنى و عملكردنى!
***
در آيه بعد، براى تكميل اين بحث و تأكيد روى اين نعمت بزرگ الهى، يعنى قرآن مجيد، كه از هر نعمتى برتر و بالاتر است، مىفرمايد: «بگو اى پيامبر:
اين مردم به فضل پروردگار، و به رحمت بىپايان او و اين كتاب بزرگ آسمانى كه جامع همه نعمتها است بايد خشنود شوند» «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا».
نه به حجم ثروتها، بزرگى مقامها، و فزونى قوم و قبيلههاشان.
زيرا «اين سرمايه، از تمام آنچه آنها براى خود گردآورى كردهاند بهتر و بالاتر است» «هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ».
و هيچ يك از آنها قابل مقايسه با اين نيست.
***
نكتهها:
١- آيا «قلب» كانون احساسات است؟
ظاهر آيه اول مورد بحث، مانند بعضى ديگر از آيات قرآن، اين است كه:
كانون بيمارىهاى اخلاقى، «قلب» است، اين سخن در ابتدا ممكن است اين اشكال را توليد كند كه: ما مىدانيم تمام اوصاف اخلاقى و مسائل فكرى و عاطفى، به «روح» انسان بازگشت مىكند، و «قلب» يك تلمبه خودكار براى نقل و انتقال خون و آبيارى و تغذيه سلولهاى بدن بيش نيست.