تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠
ولى پيامبر صلى الله عليه و آله كراراً اين پيشنهاد را به او كرد، اما «ابو جهل» و «عبداللَّه» با همان بيان مانع او شدند.
آخرين سخنى را كه «ابو طالب» گفت اين بود: «بر آئين عبدالمطلب»! و از گفتن لا إِلهَ إِلَّا اللَّه خوددارى كرد.
در اين هنگام پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من براى تو استغفار خواهم كرد، تا زمانى كه از آن نهى شوم، در اين وقت، آيه فوق (ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا ...) نازل گرديد. «١»
اما نشانههاى جعل و دروغ در اين حديث به چشم مىخورد، زيرا:
اوّلًا- مشهور و معروف در ميان مفسران و محدثان اين است كه: سوره «برائت» در سال نهم هجرت نازل گرديد، بلكه به عقيده بعضى، اين آخرين سورهاى است كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده است، در حالى كه مورخان نوشتهاند:
وفات «ابو طالب» در «مكّه» و قبل از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله اتفاق افتاد!
به خاطر همين تضادّ روشن، بعضى از متعصبان، مانند نويسنده تفسير «المنار» به دست و پا افتادهاند:
گاهى گفتهاند: اين آيه دو بار نازل شده است! يك بار در «مكّه»، و يك بار در «مدينه» سال نهم هجرت! و با اين ادعاى بىدليل، به گمان خود خواستهاند تضادّ را برطرف سازند.
و گاهى گفتهاند: ممكن است اين آيه در «مكّه» هنگام وفات «ابو طالب» نازل شده باشد و بعداً به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله، در سوره «توبه» قرار داده شده است،