تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣
سراغ دو اصل اساسى تعليمات همه انبياء، يعنى: «مبدأ» و «معاد» مىرود، و در دو آيه فوق، اين دو اصل مهم را ضمن عباراتى كوتاه و گويا بيان مىكند.
نخست مىفرمايد: «پروردگار شما همان خداوندى است كه، آسمانها و زمين را در شش روز آفريد» «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّامٍ».
سابقاً هم اشاره كردهايم، كلمه «يَوْم» در لغت عرب، و «روز» در فارسى، و معادل آن در ساير لغات، در بسيارى مواقع به معنى «دوران» استعمال مىشود چنان كه مىگوئيم: روزى در كشور ما استبداد حكومت مىكرد، ولى اكنون در پرتو انقلاب، روز آزادى است، يعنى دورانى استبداد بود، و پس از پايان استبداد، دوران رهائى مردم رسيده است. «١»
بنابراين، مفهوم جمله فوق اين مىشود: «پروردگار شما آسمان و زمين را در شش دوران آفريده است»، و چون درباره اين دورانهاى ششگانه سابقاً سخن گفتهايم، از تكرار آن خود دارى مىكنيم. «٢»
آنگاه اضافه مىكند: «خداوند پس از آفرينش جهان، زمام امور آنها را در دست گرفت» «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ».
«همه كارهاى جهان به فرمان او است، و همه چيز در قبضه تدبيرش» «يُدَبِّرُ الأَمْرَ».
كلمه «عرش»، گاهى به معنى «سقف»، گاهى به معنى چيزى كه داراى سقف است، و زمانى به معنى تختِ بلند پايه، مىآيد، اين معنى اصلى آن است.
اما معنى كنائى آن: همان قدرت است، چنان كه مىگوئيم: فلان شخص بر