تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
بهانهجو استفاده كند، و مطابق ميل او عمل نمايد.
لذا، بلافاصله به پيامبر صلى الله عليه و آله چنين دستور داده مىشود: «به آنها بگو: معجزه مخصوص خدا، و مربوط به جهان غيب و ماوراء طبيعت است» «فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ».
بنابراين، چيزى نيست كه در اختيار من باشد، و من بر طبق هوسهاى شما هر روز معجزه تازهاى انجام دهم، و بعداً هم با عذر و بهانهاى از ايمان آوردن خوددارى كنيد.
و در پايان آيه، با بيانى تهديدآميز به آنها مىگويد: «اكنون كه شما دست از لجاجت بر نمىداريد در انتظار باشيد، من هم با شما در انتظارم» «فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرينَ».
شما در انتظار مجازات الهى باشيد، و من هم در انتظار پيروزيم!
و يا اين كه شما در انتظار آمدن چنين معجزاتى باشيد، و من هم در انتظار مجازات شما افراد لجوجم!
***
نكتهها:
١- همان گونه كه در بالا اشاره كرديم، «آيه» (معجزه)، اگر چه مطلق است و هر گونه معجزهاى را شامل مىشود، ولى قرائنى در دست است كه، نشان مىدهد آنها طالب معجزه براى شناخت پيامبر صلى الله عليه و آله نبودند، بلكه آنها خواهان «معجزات اقتراحى» بودند، يعنى: هر روز معجزهاى به نظرشان مىرسيد، آن را به پيامبر پيشنهاد مىكردند و انتظار داشتند او هم تسليم پيشنهاد آنان باشد.
گوئى پيامبر انسان بيكارى است كه، كليد همه معجزات را در دست گرفته و منتظر است كسى از راه برسد و پيشنهادى به او بكند! غافل از اين كه: