تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٠
جهان آفرينش كرده مىفرمايد: «او كسى است كه خورشيد را ضياء و روشنى، و قمر را نور قرار داد» «هُوَ الَّذي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً».
«خورشيد» با نور عالمگيرش، نه تنها بستر موجودات را گرم و روشن مىسازد، كه در تربيت گياهان و پرورش حيوانات سهم عمده و اساسى دارد، و اصولًا هر حركت و جنبشى در كره زمين وجود دارد، حتى حركت بادها، امواج درياها و جريان رودها و آبشارها- اگر درست دقت كنيم- از بركت نور آفتاب است، و اگر روزى اين اشعه حياتبخش از كره خاكى ما قطع شود، در فاصله كوتاهى تاريكى، سكوت و مرگ، همه جا را فرا خواهد گرفت.
«ماه» با نور زيبايش، چراغ شبهاى تار ما است، نه تنها شبروان را در بيابانها رهبرى مىكند، بلكه روشنائى ملايمش، براى همه ساكنان زمين مايه آرامش و نشاط است.
پس از آن، به يكى ديگر از آثار مفيد وجود «ماه» اشاره كرده مىفرمايد:
«خداوند براى آن منزلگاههائى مقدّر كرد، تا شماره سالها و حساب زندگى و كار خويش را بدانيد» «وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنينَ وَ الْحِسابَ».
اگر مىبينيد «ماه» از نخستين شب كه هلال باريكى بيش نيست، رو به افزايش مىرود تا حدود نيمه «ماه» كه كامل شود، و از آن پس تدريجاً نقصان مىيابد تا يكى دو روز مانده به «ماه» بعد، در تاريكى محاق فرو مىرود، و بار ديگر به شكل هلال ظاهر مىگردد، و همان منزلگاههاى پيشين را طى مىكند، اين دگرگونى عبث و بيهوده نيست، بلكه يك تقويم بسيار دقيق و زنده طبيعى است، كه عالم و جاهل مىتوانند آن را بخوانند، و حساب تاريخ كارها و امور زندگى خود را نگه دارند، و اين اضافه بر نورى است كه «ماه» به ما مىبخشد. «١»