تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٥
٧٥ ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى وَ هارُونَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلْائِهِ بِآياتِنا فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمينَ
٧٦ فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبينٌ
٧٧ قالَ مُوسى أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جائَكُمْ أَ سِحْرٌ هذا وَ لايُفْلِحُ السَّاحِرُونَ
٧٨ قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الأَرْضِ وَ ما نَحْنُ لَكُما بِمُؤْمِنينَ
ترجمه:
٧٥- بعد از آنها، موسى و هارون را با آيات خود به سوى فرعون و اطرافيانش فرستاديم؛ اما آنها تكبّر كردند (و زير بار حق نرفتند؛ چرا كه) آنها گروهى مجرم بودند!
٧٦- و هنگامى كه حق از نزد ما به سراغ آنها آمد، گفتند: «اين سحرى است آشكار»!
٧٧- موسى گفت: «آيا درباره حق، هنگامى كه به سوى شما آمد، (چنين) مىگوئيد؟! آيا اين سحر است؟! در حالى كه ساحران (هرگز) رستگار (و پيروز) نمىشوند»!
٧٨- گفتند: «آيا آمدهاى كه ما را، از آنچه پدرانمان را بر آن يافتيم، منصرف سازى؛ و بزرگى (و رياست) در روى زمين، از آنِ شما دو تن باشد؟! ما (هرگز) به شما ايمان نمىآوريم»!