تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٣
فتح و پيروزى نهائى، و لطف و رحمت پروردگار، اراده آنها را قوى، و شهامت و شجاعت را در آنها پرورش دهد.
جالب اين كه: «بنى اسرائيل»، از فرزندان «يعقوب» اند، و گروهى از آنها طبعاً از فرزندان «يوسف» اند، كه او و برادرانش ساليان دراز بر «مصر» حكومت داشتند، و در آبادى و عمران اين سرزمين كوشيدند.
اما بر اثر نافرمانى خدا، و بىخبرى و اختلافات داخلى، روزگارشان به چنين وضع رقّتبارى رسيده بود، اين جامعه فرسوده مصيبتزده، بايد نوسازى شود، نقاط منفى خود را پاك كند، و به جاى آن خصائل روحى سازنده بنشاند، تا عظمت گذشته را باز يابد.
***
سپس، به يكى از علل طغيان «فرعون» و فرعونيان اشاره كرده و از زبان «موسى» چنين مىگويد: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافيانش را زينت و اموال در زندگى دنيا بخشيدهاى» «وَ قالَ مُوسى رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلأَهُ زينَةً وَ أَمْوالًا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا».
«اما سرانجامِ اين ثروت و تجمّلات، و عاقبت كارش اين شده كه: آنها بندگانت را از راه تو منحرف و گمراه مىسازند» «رَبَّنا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبيلِكَ».
«لام» در «لِيُضِلُّوا»، به اصطلاح «لام عاقبت» است، يعنى يك جمعيت ثروتمند اشرافى تجملپرست، براى گمراه ساختن مردم از راه خدا، خواهناخواه كوشش خواهند كرد، و پايان كارشان چيزى جز اين نخواهد بود؛ چرا كه دعوت پيامبران و برنامههاى الهى، مردم را بيدار، هشيار، متّحد و متشكل مىسازد، و با اين حال، مجال بر غارتگران و چپاولگران تنگ خواهد شد، و روزگار بر آنها سياه، آنها نيز از خود واكنش نشان مىدهند، و به مخالفت با پيامبران بر مىخيزند.