تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢
مسائل طرح شده در «مكّه»، از نوع اول است، و مسائل طرح شده در «مدينه»، از نوع دوم؛ چرا كه «مكّه» آغاز يك نهضت است، و بيان اصول كلى اعتقادى و انتقادى، و «مدينه» يك جامعه، مسائل حقوقى، اخلاقى و قصههاى تاريخى و نتيجهگيرىهاى فكرى و علمى.
قرآن، سخن طبيعى است، و ناچار تابع سبك زيبا و بليغ سخن گفتن بشر، و در نتيجه رعايت كوتاهى و بلندى آيات نيز، به تناسب مفاهيم.
اما اگر قبول كنيم كه اين كلام در عين حال كه يك كتاب است، يك طبيعت نيز هست، بايد اين كوتاهى و بلندى بىحساب نباشد، و طبق يك قاعده دقيق علمى، از آيات كوتاه آغاز كند، و يكنواخت و تصاعدى رو به آيات بلند برود.
بر اين اساس، بايد طول هر آيهاى، كوتاهتر از آيه نازل شده سال بعد، و بلندتر از آيه نازل شده سال پيش باشد، و اندازه اين طولانى شدن، اندازههاى دقيق و حسابشده باشد.
بنابراين در طول ٢٣ سال كه وحى نازل مىشده است، بايد ٢٣ طول معدل در آيات داشته باشيم!
براى اين قاعده، مىتوانيم: ٢٣ ستون داشته باشيم، كه همه آيات بر حسب طول، در اين ستونها تقسيمبندى شود.
حال از كجا مىتوانيم بفهميم اين تقسيمبندىها درست است؟
مىدانيم: شأننزول بعضى از آيات قرآن معلوم است، برخى را روايات تاريخى معين كرده، و صريحاً گفته در چه سالى نازل شده است، و برخى را از روى مفاهيم آن مىتوان تعيين كرد: مثلًا آياتى كه احكامى چون تغيير «قبله»، حرمت شراب، وضع حجاب، «زكات» و «خمس» را بيان مىكند، و آياتى كه از «هجرت» سخن مىگويند، سال تعيين آنها معلوم است.