تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٩
ولى بطلان اين پندار روشن است؛ زيرا جمله: حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ «تا براى آنان تبيين كند و روشن سازد» پاسخ آنها را مىدهد، و روشن مىكند كه اين آيه و مانند آن، مخصوص مسائلى است كه در پرده ابهام باقى مانده، و نياز به تبيين و روشنگرى دارد، و مسلماً مستقلات عقلى را شامل نمىشود؛ زيرا زشتى ظلم و خوبى عدالت، موضوع مبهمى نيست كه نياز به تبيين داشته باشد.
كسانى كه چنين مىگويند، توجه ندارند اگر اين سخن درست باشد، هيچ لزومى ندارد مردم به نداى پيامبران پاسخ گويند، و براى پى بردن به صدق آنها، به مطالعه در دعوت مدعى نبوت و معجزاتش بپردازند؛ چرا كه هنوز صدق پيامبر و حكم الهى براى آنان روشن نشده.
بنابراين، لزومى ندارد ادعاى آنان را مورد بررسى قرار دهند.
لذا، همان گونه كه وجوب بررسى دعوت مدعيان نبوت، به حكم عقل و فرمانِ خرد است، و به اصطلاح از مستقلات عقليه مىباشد، ساير مسائلى كه عقل و خرد آنها را به روشنى درك مىكند نيز، واجب الاتّباع است.
شاهد اين سخن، تعبيرى است كه در بعضى از احاديث رسيده، از طرق اهل بيت عليهم السلام در كتاب «توحيد» از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: كه در تفسير اين آيه فرمود: حَتّى يُعَرِّفَهُمْ ما يُرْضِيهِ وَ مْا يُسْخِطُه: «خداوند كسى را مجازات نمىكند، تا آن زمانى كه به آنها بفهماند و معرفى كند كه چه چيزهائى موجب خشنودى او است، و چه چيزهائى موجب خشم و غضب او». «١»
به هر حال، اين آيه و مانند آن، پايهاى براى يك قانون كلّى اصولى محسوب مىشود: مادام كه دليلى بر وجوب يا حرمت چيزى نداشته باشيم، هيچ گونه