تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣
اقدام مخلصانه را شامل مىشود، و چون مسأله جهاد مطرح است، ناظر به كوششها و تلاشهائى است كه در اين زمينه صورت مىگيرد.
سپس، براى بيان دليل اين موضوع مىفرمايد: «اين گونه افراد، مردان نيكوكارى هستند، و براى نيكوكاران هيچ راه ملامت، سرزنش، مجازات و مؤاخذه وجود ندارد» «ما عَلَى الْمُحْسِنينَ مِنْ سَبيلٍ».
و در پايان آيه، خدا را با دو صفت از اوصاف بزرگش، به عنوان دليل ديگرى بر معاف بودن اين گروههاى سهگانه، توصيف مىكند، مىفرمايد:
«خداوند غفور و رحيم است» «وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ».
«غَفُور» از ماده «غفران»، به معنى مستور ساختن و پوشيدن است، يعنى:
خداوند به مقتضاى اين صفت، پرده بر كار افراد معذور و ناتوان مىاندازد، و عذرشان را مىپذيرد.
و «رَحِيم» بودن خدا، اقتضاء مىكند كه تكليف شاق و مشكل، بر كسى ننهد و او را معاف دارد.
اگر اين گروهها مجبور به حضور در ميدان بودند، با غفوريت و رحيميت خداوند سازگار نبود، يعنى خداوند غفور و رحيم حتماً آنها را معاف خواهد داشت.
از پارهاى روايات، كه مفسران در ذيل آيه نقل كردهاند چنين استفاده مىشود: گروههاى معذور، نه تنها از تكليف معافند، و از مجازات بر كنار، بلكه، به مقدار اشتياقشان به شركت در ميدان جهاد، در پاداشها و افتخارات مجاهدان شريكند، چنان كه در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
هنگامى كه از غزوه «تبوك» بازگشت، و به نزديكى «مدينه» رسيد فرمود:
شما در اين شهر مردانى را پشت سر گذاشتيد، كه در تمام مسير با شما بودند!، هر