تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩
درو مىكنيم، كه گويا هرگز نبودهاند»! «أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصيداً كَأَنْ لَمْتَغْنَ بِالأَمْسِ».
«لَمْتَغْنَ» از ماده «غنا»، به معنى اقامت كردن در مكانى است، بنابراين جمله «لَمْتَغْنَ بِالأَمْسِ» يعنى: «ديروز در اين مكان نبوده است».
و اين كنايه از اين است كه: چيزى به كلّى از ميان برود، آن چنان كه گوئى هرگز وجود نداشته!
و در پايان آيه براى تأكيد بيشتر مىفرمايد: «اين چنين آيات خود را براى افرادى كه تفكر مىكند تشريح مىكنيم» «كَذلِكَ نُفَصِّلُ الآْياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ».
***
آنچه گفته شد، ترسيم روشن و گويائى از زندگى زودگذر، فريبنده و پر زرق و برق دنياى مادّى است، كه نه مقام و ثروتش قابل دوام است، و نه جاى امنيت و سلامت مىباشد.
لذا در آيه بعد، با يك جمله كوتاه، اشاره به نقطه مقابل اين گونه زندگى كرده مىفرمايد: «خداوند به دار السلام (خانه صلح و سلامت و امنيت) دعوت مىكند» «وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ».
به جائى كه نه از اين كشمكشهاى غارتگران دنياى مادّى خبرى است، نه از مزاحمتهاى احمقانه ثروتاندوزان از خدا بىخبر، و نه از جنگ و خونريزى و استعمار و استثمار، و تمام اين مفاهيم در كلمه «دار السلام» (خانه صلح و سلامت) جمع است.
البته هر گاه زندگى در اين دنيا نيز، شكل توحيدى و رستاخيزى به خود گيرد، آن هم تبديل به «دار السلام» مىشود، و از صورت آن «مزرعه بلاديده طوفان زده» در مىآيد.