تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢
مسائل اسلامى.
و به تعبير ديگر: هم تحصيل را واجب مىكند، و هم ياد دادن را، و اگر دنياى امروز به تعليمات اجبارى افتخار مىكند، قرآن در چهارده قرن پيش، علاوه بر آن، بر معلمين نيز اين وظيفه را فرض كرده است.
***
٤- جواز تقليد از متخصّص
گروهى از علماى اسلامى، به آيه فوق بر مسأله جواز تقليد استدلال كردهاند؛ زيرا فراگيرى تعليمات اسلام، و رساندن آن به ديگران، در مسائل فروع دين، و لزوم پيروى شنوندگان از آنها، همان تقليد است.
البته همان گونه كه گفتيم، آيه فوق، تنها از فروع دين بحث نمىكند، و مسائل اصولى را نيز شامل مىشود، ولى به هر حال فروع دين را نيز در بر دارد.
تنها اشكالى كه در اينجا به نظر مىرسد اين است: آن روز سخنى از اجتهاد و تقليد در ميان نبود، و آنها كه مسائل اسلامى را فرا مىگرفتند و به ديگران مىرساندند، حكم مسألهگوهاى زمان ما را داشتند، نه حكم مجتهدان را، يعنى:
حكم مسأله را از پيامبر صلى الله عليه و آله گرفته، و عيناً بدون هيچ گونه اظهارنظرى، براى ديگران نقل مىكردند.
اما با توجه به اين كه اجتهاد و تقليد، مفهوم وسيعى دارد، مىتوان اشكال فوق را پاسخ داد.
توضيح اين كه:
شك نيست علم فقه، با وسعتى كه امروز دارد، در آن زمان وجود نداشت، و مسلمانان به راحتى مسائل را از پيامبرمىآموختند.
اما با اين حال چنان نبوده كه، همه بزرگان اسلام در حكم مسألهگويان زمان