تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢
اين سخن به گوش پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، به دنبال آن مرد منافق فرستاد و از او پرسيد: چرا چنين گفتى؟
او سوگند ياد كرد، چنين سخنى نگفته است.
مرد مؤمنى كه با او طرف بود و اين سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله گزارش داده بود، گفت: خداوندا! خودت راستگو را تصديق، و دروغگو را تكذيب فرما. آيات فوق نازل شد و وضع آنها را مشخص ساخت. «١»
***
تفسير:
قيافه حق به جانب منافقان!
يكى از نشانههاى منافقان، و اعمال زشت و شوم آنها، كه قرآن كراراً به آن اشاره كرده، اين است كه: آنها، براى پوشاندن چهره خود، بسيارى از خلافكارىهاى خود را انكار مىكردند، و با توسّل به سوگندهاى دروغين مىخواستند مردم را فريب داده، و از خود راضى كنند.
در آيات فوق، قرآن مجيد، پرده از روى اين عمل زشت برداشته، هم آنها را رسوا مىكند، و هم مسلمانان را آگاه مىسازد كه، تحت تأثير اين گونه سوگندهاى دروغين قرار نگيرند.
نخست مىگويد: «آنها براى شما سوگند به خدا ياد مىكنند تا شما را راضى كنند» «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ».
روشن است، هدف آنها از اين سوگندها، بيان حقيقت نيست، بلكه مىخواهند با فريب و نيرنگ، چهره واقعيات را در نظرتان، دگرگون جلوه دهند، و به مقاصد خود برسند، و گرنه اگر هدف آنها اين است كه، واقعاً مؤمنان راستين