تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٩
آزادند، و «زهد»، به معنى حقيقىاش، بر وجود آنها حكومت مىكند، نه با از دست دادن امكانات مادّى جزع و فزع مىكنند و نه ترس از آينده در اين گونه مسائل افكارشان را به خود مشغول مىدارد.
بنابراين، «غمها» و «ترسهائى» كه ديگران را دائماً در حال اضطراب و نگرانى نسبت به گذشته و آينده نگه مىدارد، در وجود آنها راه نمىيابد.
يك ظرف كوچك آب، از دميدن يك انسان، متلاطم مىشود، ولى در پهنه اقيانوس «كبير» حتى طوفانها كماثر است، و به همين دليل اقيانوس «آرامَش» مىنامند، لذا قرآن در دستور گرانبهايش مىفرمايد: لِكَيْلا تَأْسَوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ: «اين به خاطر آن است كه بر آنچه از دست دادهايد تأسف نخوريد و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد». «١»
نه آن روز كه داشتند به آن دل بستند، و نه امروز كه از آن جدا مىشوند غمى دارند، روحشان بزرگتر، و فكرشان بالاتر از آن است كه اين گونه حوادث، در گذشته و آينده، در آنها اثر بگذارد.
به اين ترتيب، امنيت و آرامش واقعى بر وجود آنها حكمفرما است، و به گفته قرآن: (أُولئِكَ لَهُمْ الأَمْنُ). «٢»
و يا به تعبير ديگرش: أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: «ياد خدا مايه آرامش دلها است». «٣»
خلاصه اين كه: غم و ترس در انسانها- معمولًا- ناشى از روح دنياپرستى است، آنها كه از اين روح تهى هستند، اگر غم و ترسى نداشته باشند بسيار طبيعى است.
اين بيانِ استدلالى مسأله بود، اما گاهى همين موضوع، به بيان ديگرى كه