تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦
جديدى برايشان فراهم سازد.
و يا به خاطر آن است كه، بر اثر كوردلى چيزى از آن نمىفهمند، و انسان دشمنِ چيزى است كه نمىداند.
به هر حال، تصميم بر اين مىگيرند كه از مجلس بيرون بروند، تا اين نغمههاى آسمانى را نشنوند، اما از اين بيم دارند كه، به هنگام خروج، كسى آنها را ببيند، لذا آهسته از يكديگر سؤال مىكنند: آيا كسى متوجه ما نيست، «آيا كسى شما را مىبيند»؟! «هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ».
و همين كه اطمينان پيدا مىكنند جمعيت به سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله مشغولند و متوجه آنها نيستند، «از مجلس بيرون مىروند» «ثُمَّ انْصَرَفُوا».
جمله: هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ: «كسى شما را مىبيند؟» را، يا با زبان مىگفتند، و يا با اشاره چشمها، در صورت دوم، جمله «نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ» با اين جمله، يك مفهوم را بيان مىكند، و در حقيقت «هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ»، تفسيرى است براى نگاهشان به يكديگر.
در پايان آيه، به ذكر علت اين موضوع پرداخته، مىگويد: آنها به اين جهت از شنيدن كلمات خدا ناراحت مىشوند كه: «خداوند قلوبشان را (به خاطر لجاجت و عناد و به خاطر گناهانشان) از حق منصرف ساخته، (و يك حالت دشمنى و عداوت نسبت به حق پيدا كردهاند)؛ چرا كه آنها افرادى بى فكر و نفهم هستند» «صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لايَفْقَهُونَ».
در مورد جمله «صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ»، مفسران دو احتمال دادهاند:
نخست اين كه: جمله خبريه باشد، آن چنان كه در بالا تفسير كرديم.
ديگر اين كه: جمله انشائيه و به معنى نفرين باشد، يعنى خداوند دلهاى آنها را از حق منصرف كند، ولى احتمال اول نزديكتر به نظر مىرسد.
***