تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٢
تفسير:
باز هم كارشكنى منافقان
در اين آيات نيز، سخن، همچنان پيرامون معرفى منافقان، به وسيله اعمال، رفتار و افكار آنها است، تا مسلمانان به روشنى، اين گروه را بشناسند، و تحت تأثير نقشههاى شوم آنان قرار نگيرند.
نخست مىفرمايد: «آنها كه در (تبوك) از شركت در جهاد تخلف جستند- و با عذرهاى واهى در خانههاى خود نشستند، و به گمان خود سلامت را بر خطرات ميدان جنگ ترجيح دادند- از اين عملى كه بر ضد رسول خدا صلى الله عليه و آله مرتكب شدند، خوشحالند» «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ».
«آنها از اين كه در راه خدا با مال و جان خود جهاد كنند، و به افتخارات بزرگ مجاهدان نائل گردند، كراهت داشتند» «وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في سَبيلِ اللَّهِ».
اين نابخردان به تخلف خودشان از شركت در ميدان جهاد قناعت نكردند، بلكه با وسوسههاى شيطانى كوشش داشتند، ديگران را نيز دلسرد، يا منصرف سازند، «به آنها گفتند: در اين گرماى سوزان تابستان به سوى ميدان نبرد حركت نكنيد» «وَ قالُوا لاتَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ».
آنها در حقيقت، مىخواستند هم اراده مسلمانان را تضعيف كنند، و هم شريكهاى بيشترى براى جرمشان فراهم سازند.
اما قرآن روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، و با لحن قاطع و كوبندهاى، مىفرمايد: «به آنها بگو: آتش سوزان دوزخ از اين هم گرمتر و سوزانتر است اگر مىفهميدند»! «قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ».
ولى، افسوس كه بر اثر ضعف ايمان، و عدم درك كافى، توجه ندارند چه