تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩
تفسير:
يك تجارت بىنظير
از آنجا كه در آيات گذشته، درباره متخلفان از جهاد سخن به ميان آمد، در اين دو آيه، مقام والاى مجاهدان با ايمان، با ذكر مثال جالبى، بيان شده است.
در اين مثال، خداوند خود را خريدار، و مؤمنان را فروشنده معرفى كرده، و مىفرمايد: «خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خريدارى كرده، كه در برابر اين متاع، بهشت براى آنان باشد» «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ».
و از آنجا كه در هر معامله، «پنج ركن اساسى» وجود دارد يعنى: خريدار، فروشنده، متاع، قيمت و سند معامله، خداوند در اين آيه، به تمام اين اركان اشاره كرده است.
خودش را «خريدار»، مؤمنان را «فروشنده»، جانها و اموال را «متاع» و بهشت را «ثمن» (بها)، براى اين معامله قرار داده است.
منتها، طرز پرداخت اين متاع را با تعبير لطيفى چنين بيان مىكند: «آنها در راه خدا پيكار مىكنند، و دشمنان حق را مىكشند، و يا در اين راه كشته مىشوند و شربت شهادت را مىنوشند» «يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ».
در حقيقت، محل تحويل متاع، ميدان جهاد است، اعم از جان، و يا اموالى كه در جهاد مصرف مىشود!.
و به دنبال آن به «اسناد» معتبر و محكم اين معامله، كه پنجمين ركن است اشاره كرده، مىفرمايد: «اين وعده حقى است بر عهده خداوند، كه در سه كتاب آسمانى تورات، انجيل و قرآن آمده است» «وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْراةِ وَ الإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ».