تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩
تفسير:
در اين آيه، اشاره به گروه ديگرى از گنهكاران شده است، كه پايان كار آنها درست روشن نيست، نه چنانند كه مستحق رحمت الهى باشند، و نه چنانند كه بتوان از آمرزش آنها به كلّى مأيوس بود.
لذا قرآن درباره آنها مىفرمايد: «گروه ديگرى كارشان متوقف بر فرمان خدا است، يا آنها را مجازات مىكند، و يا توبه آنان را مىپذيرد» «وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِامْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ».
«مُرْجَون» از ماده «ارجاء»، به معنى «تأخير» و «توقيف» است، و در اصل، از «رجاء» به معنى اميدوارى گرفته شده، و از آنجا كه گاهى انسان چيزى را به اميد هدفى به تأخير مىاندازد، اين كلمه به معنى تأخير آمده است، ولى تأخيرى كه با يك نوع اميدوارى توأم است.
در حقيقت، اين گروه، نه چنان ايمان پاك و محكم و اعمال صالح روشنى دارند كه بتوان آنها را سعادتمند و اهل نجات دانست، و نه چنان آلوده و منحرفند كه بشود قلم سرخ به روى آنان كشيد، و آنها را شقاوتمند دانست، تا لطف الهى (البته با توجه به مقتضيات روحى و موقعيت آنان) با آنها چه معامله كند؟
و در پايان آيه اضافه مىكند: خداوند بدون حساب با آنها رفتار نمىكند، بلكه با علم خويش و به مقتضاى حكمتش، با آنها رفتار خواهد نمود؛ چرا كه «خداوند عليم و حكيم است» «وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ».
سؤال:
در اينجا سؤال مهمى پيش مىآيد، كه مفسران كمتر به بحث جامعى پيرامون آن پرداختهاند، و آن اين كه: اين گروه، با گروهى كه در آيه ١٠٢ همين سوره وضع حالشان گذشت چه تفاوتى دارند؟
هر دو گروه جزء گنهكاران بودند، و هر دو از گناه خود توبه كردند؛ (زيرا