تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١
غَفُورٌ رَحِيْم» كه دليل بر پذيرش توبه آنها است وارد شده، ولى درباره گروه دوم، تا زمانى كه مسيرشان را عوض نكردهاند، جمله «وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ» آمده است، كه هيچ نشانهاى از قبول توبه در آن نمىباشد.
البته، جاى تعجب نيست كه در گناهان بزرگ، مخصوصاً در عصر نزول آيات قرآن، ندامت و پشيمانى، براى قبول توبه كافى نباشد، بلكه اقدام به جبران و اعتراف آشكار به گناه، و سپس نزول آيهاى دائر بر قبولى توبه، شرط باشد.
٢- فرق ديگرى كه ممكن است ميان اين دو گروه گذاشت، اين است كه:
گروه اول،- هر چند از يك وظيفه بزرگ اسلامى مانند «جهاد» سر پيچيده بودند، و يا بعضى از اسرار جنگى را به دشمن داده بودند ولى- آلوده گناهان عظيمى همانند كشتن «حمزه» سيد الشهداء نشده بودند، لذا پس از توبه و آمادگى براى جبران، خداوند توبه آنها را پذيرفت، اما اقدام به گناهى همچون قتل «حمزه»، چيزى نبود كه بتوان آن را جبران نمود، لذا نجات اين گروه، بسته به فرمان خدا بود، كه آيا آنها را مشمول عفوش مىسازد و يا مجازات مىكند؟.
به هر حال، پاسخ اول، با آن دسته از روايات كه در شأننزول آيه وارد شده، و آيه مورد بحث را مربوط به سه نفر از متخلفان جنگ «تبوك» مىكند، سازگار است.
در حالى كه پاسخ دوم، با روايات متعددى كه از طرق ائمه اهل بيت عليهم السلام وارد شده و مىگويد: اين آيه اشاره به قاتلان «حمزه» و «جعفر» و مانند آنها است، موافقت دارد. «١»
و اگر درست دقت كنيم، اين دو جواب منافاتى با هم ندارند، و ممكن است هر دو در تفسير آيه منظور گردد.
***