تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥
در حقيقت نخست، سخن از آفرينش مواهب، سپس سخن از حافظ و نگهبان و مدبّر آنها است.
قرآن اين سؤالات سهگانه را مطرح مىكند، و بلافاصله مىگويد: «آنها به زودى در پاسخ خواهند گفت: اللَّه» «فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ».
از اين جمله، به خوبى استفاده مىشود كه: حتى مشركان و بتپرستان عصر جاهليت، خالق، رازق، حياتبخش و مدبّر امور جهان هستى را خدا مىدانستند، و اين حقيقت را هم از طريق عقل، و هم از راه فطرت در يافته بودند كه: اين نظام حسابشده جهان، نمىتواند مولود بى نظمى و يا مخلوق بتها باشد.
و در آخر آيه به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: «به آنها بگو: آيا با اين حال تقوا را پيشه نمىكنيد»؟ «فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ».
تنها كسى شايسته عبادت و پرستش است كه: آفرينش و تدبير جهان به دست او است، اگر عبادت به خاطر شايستگى و عظمت ذات معبود باشد، اين شايستگى و عظمت تنها در خدا است، و اگر براى اين باشد كه مىتواند سرچشمه سود و زيان گردد، اين نيز مخصوص خدا است.
***
پس از آن كه نمونههائى از آثار عظمت و تدبير خداوند را در آسمان و زمين بيان كرد، وجدان و عقل مخالفان را به داورى طلبيد، و آنها به آن معترف گرديدند، در آيه بعد، با لحنى قاطع مىفرمايد: «اين است اللَّه، پروردگار بر حق شما»! «فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ».
نه بتها، و نه ساير موجوداتى را كه شريك خداوند در عبوديت قرار دادهايد، و در برابر آنها سجده و تعظيم مىكنيد!
آنها چگونه مىتوانند شايسته عبوديت باشند، در حالى كه نه فقط نمىتوانند