تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩
بخشيد».
شاهد ديگر اين سخن، علتى است كه در ذيل آيه ذكر شده، و آن اين كه:
«آنها به خدا و پيامبرش كافر شدهاند، و خدا فاسقان را هدايت نمىكند» روشن است براى اين گونه افراد، هيچ مقدار استغفار سبب نجات نخواهد شد.
ولى، تعجب در اين است: در روايات متعددى كه از طرق اهل تسنن نقل شده، مىخوانيم: پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از نزول آيه فوق چنين فرمود:
لَا زِيْدَنَّ فِى الإِسْتِغْفارِ لَهُمْ عَلى سَبْعِيْنَ مَرَّةً! رَجاءً مِنْهُ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ، فَنَزَلَتْ: سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْتَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْيَغْفِرَ اللَّهُ لَهُم:
«به خدا سوگند، بيش از هفتاد بار براى آنها استغفار مىكنم، به اين اميد كه خداوند آنها را بيامرزد، در اين هنگام آيه (سوره منافقون) نازل شد كه مىفرمايد:
تفاوت نمىكند، چه براى آنها استغفار كنى و چه نكنى، هرگز خدا آنها را نمىآمرزد». «١»
مفهوم روايات فوق اين است كه: پيامبر صلى الله عليه و آله از عدد هفتاد در آيه مورد بحث، «تعداد» فهميده است، و لذا فرموده: من بيش از هفتاد بار براى آنها استغفار مىكنم، در حالى كه، آيه مورد بحث، مخصوصاً با توجه به علتى كه در ذيل آن آمده، به روشنى به ما مىفهماند: عدد هفتاد براى «تكثير» است، و كنايه از نفى مطلق، توأم با تأكيد مىباشد.
بنابراين، روايات فوق چون مخالف با قرآن است ابداً قابل قبول نيست، به خصوص كه اسناد آنها از نظر ما نيز، معتبر نمىباشد.