تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١
٨١ فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في سَبيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لاتَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ
٨٢ فَلْيَضْحَكُوا قَليلًا وَ لْيَبْكُوا كَثيراً جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
٨٣ فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلى طائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْتَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَ لَنْتُقاتِلُوا مَعِيَ عَدُوّاً إِنَّكُمْ رَضيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفينَ
ترجمه:
٨١- تخلفجويان (از جنگ تبوك،) از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند؛ و كراهت داشتند كه با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد كنند؛ و گفتند: «در اين گرما، (به سوى ميدان) حركت نكنيد»! (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از اين هم گرمتر است»! اگر مىدانستند!
٨٢- از اين رو آنها بايد كمتر بخندند و بسيار بگريند؛ (چرا كه آتش جهنم در انتظارشان است) اين، جزاى كارهائى است كه انجام مىدادند!
٨٣- هر گاه خداوند تو را به سوى گروهى از آنان بازگرداند، و از تو اجازه خروج (به سوى ميدان جهاد) بخواهند، بگو: «هيچ گاه با من خارج نخواهيد شد! و هرگز همراه من، با دشمنى نخواهيد جنگيد! شما نخستين بار به كنارهگيرى راضى شديد، اكنون نيز با متخلفان بمانيد»!