تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩
اسلام رفتار نمود.
در پايان آيه، بار ديگر، دليل اين دستور را روشن مىسازد مىفرمايد: «اين حكم به خاطر آن است كه آنها به خدا و پيامبرش كافر شدند» «إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ».
«و در حالى كه فاسق و مخالف فرمان خدا بودند، از دنيا رفتند» نه از كرده خود پشيمان شدند، و نه با آب توبه لكّههاى گناه را از دامان خود شستند «وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ».
***
ممكن است در اينجا براى مسلمانان سؤالى مطرح شده باشد يا بشود كه:
اگر منافقان به راستى اين همه از رحمت خدا دورند و نبايد مسلمانان هيچ گونه ابراز محبت و علاقه در مورد آنان كنند، پس چرا خداوند به آنها اين همه محبت كرده، و اين همه مال و فرزند (نيروى اقتصادى و انسانى) را، در اختيارشان قرار داده است.
خداوند، در آيه بعد، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، و اين سؤال را چنين پاسخ مىدهد: «اموال و فرزندانشان هيچ گاه نبايد مايه اعجاب تو شود» «وَ لاتُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ».
چرا كه، به عكس آنچه مردم ظاهربين خيال مىكنند، اين اموال و فرزندان، نه تنها باعث خوشوقتى آنها نيست، كه «خداوند مىخواهد آنان را به وسيله اينها در دنيا مجازات كند، و با حال كفر جان بدهند» «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ».
اين آيه، كه نظير آن را در همين سوره (آيه ٥٥) داشتيم، اشاره به اين واقعيت مىكند كه: امكانات اقتصادى، و نيروهاى انسانى در دست افراد ناصالح، نه تنها