تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥
نخواهد خورد، و چه بهتر كه اين گونه دامها را برچينند، و به جاى ديگرى ببرند، كه در اينجا ديگر كسى به دامشان نخواهد افتاد!.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه: جمله: طائِفَةٍ مِنْهُم: «گروهى از ايشان»، نشان مىدهد: همه آنان حاضر نبودند از اين طريق وارد شوند، و پيشنهاد شركت در جهاد ديگرى را عرضه بدارند، شايد به خاطر اين كه بعضى به قدرى رسوا و شرمنده بودند كه، حتى حاضر به حضور در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله و چنين پيشنهادى نمىشدند.
سپس، دليل عدم قبول پيشنهاد آنها را چنين بيان مىكند: «شما براى نخستين بار راضى شديد از ميدان جهاد كنارهگيرى كنيد، و در خانهها بنشينيد، هم اكنون نيز به متخلفان بپيونديد، و با آنها در خانهها بنشينيد» «إِنَّكُمْ رَضيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفينَ».
***
نكتهها:
١- شك نيست اگر اين گروه از منافقان، پس از تخلّف، پشيمان مىشدند و توبه مىكردند، و سپس براى شستشوى گناه سابق خود، پيشنهاد شركت در ميدانهاى جهاد ديگرى داشتند، خدا از آنها مىپذيرفت، و پيامبر صلى الله عليه و آله دست ردّ بر سينه آنها نمىزد، بنابراين، معلوم مىشود اين پيشنهاد نيز، يك نوع شيطنت و كار منافقانه بوده است، و به اصطلاح تاكتيكى بوده براى استتار چهره زشت خود، و ادامه اعمال سابق.
***
٢- كلمه «خالِف» به معنى «متخلف» است، و اشاره به كسانى است كه، در ميدان جهاد، با عذر و يا بدون عذر، شركت نداشتند.