تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨
سازگار نيست، «١» ولى به هر حال، آنچه از ظاهر آيه استفاده مىشود براى ما مدرك است.
اما اين كه: چگونه «بنى اسرائيل» از دريا گذشتند، و چه اعجازى در اين موقع به وقوع پيوست، شرح آن به خواست خدا در ذيل آيه ٦٣ سوره «شعراء» خواهد آمد.
جريان تعقيب ادامه يافت، «تا اين كه غرقاب دامن فرعون را فرو گرفت» «حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ».
و او همچون پر كاهى بر روى امواج عظيم «نيل» مىغلطيد، در اين هنگام پردههاى غرور و بىخبرى از مقابل چشمان او كنار رفت، و نور توحيد فطرى درخشيدن گرفت، «فرياد زد! من ايمان آوردم كه معبودى جز آن كس كه بنى اسرائيل به او ايمان آوردهاند، وجود ندارد» «قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائيلَ».
نه تنها با قلب خود ايمان آوردم، بلكه عملًا هم «در برابر چنين پروردگار توانائى تسليمم» «وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ».
در واقع، هنگامى كه پيشگوئىهاى «موسى» عليه السلام يكى پس از ديگرى به وقوع پيوست، و «فرعون» بيش از پيش از صدق گفتار اين پيامبر بزرگ آگاه شد، و قدرتنمائى او را مشاهده كرد، ناچار اظهار ايمان نمود، به اميد اين كه، همان گونه كه «خداى بنى اسرائيل» آنها را از اين امواج كوه پيكر رهائى بخشيد، او را