تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١
بنابراين، هر دو گروه فوق، يعنى: آنها كه ايمان به مبدأ يا ايمان به معاد ندارند، مسلماً از نظر عمل آلوده خواهند بود، و آينده هر دو گروه تاريك است.
اين دو آيه بار ديگر اين حقيقت را تأكيد مىكند: براى اصلاح يك جامعه و نجات آن از آتش ظلم و فساد، تقويت پايههاى ايمان به «خدا» و «معاد»، دو شرط ضرورى و اساسى است؛ چرا كه بدون ايمان به خدا، احساس مسئوليت از وجود انسان برچيده مىشود، و بدون توجه به معاد، ترس از مجازات از ميان خواهد رفت، و به اين ترتيب، اين دو پايه اعتقادى، پايه تمام اصلاحات اجتماعى است.
***
پس از آن، به حال گروه ديگرى اشاره مىكند كه، نقطه مقابل اين دو گروه مىباشند مىفرمايد: «كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، خداوند به كمك ايمانشان آنها را هدايت مىكند» «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْديهِمْ رَبُّهُمْ بِإيمانِهِمْ».
اين نور هدايت الهى كه از نور ايمانشان سرچشمه مىگيرد، تمام افق زندگانى آنها را روشن مىسازد.
در پرتو اين نور، آن چنان روشنبينى پيدا مىكنند كه، جار و جنجالهاى مكتبهاى مادّى، و وسوسههاى شيطانى، و زرق و برقهاى گناه، و زر و زور، فكر آنها را نمىدزدد، و از راه به بيراهه گام نمىنهند.
اين حال دنياى آنها است اما در جهان ديگر خداوند «در باغهاى پر نعمت بهشت، قصرهائى به آنها مىبخشد كه از زير آنها، نهرهاى آب جريان دارد» «تَجْري مِنْ تَحْتِهِمُ الأَنْهارُ في جَنَّاتِ النَّعيمِ».
***