تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤١
تخلّفكنندگان به شدت مورد سرزنش قرار گرفتند، ولى در آيه مورد بحث، دستور مىدهد: همه نبايد به سوى ميدان جهاد حركت كنند.
اما روشن است، اين دو دستور با توجه به شرائط مختلف صادر شده، مثلًا در مورد جنگ «تبوك»، و روبرو شدن با ارتش نيرومند امپراطورى «روم»، چارهاى جز اين نبود كه همه مسلمانان آماده جهاد شوند.
ولى در مورد مقابله با گروههاى كوچكتر، ضرورتى نداشت كه همه مسلمانان حركت كنند، مخصوصاً در مواردى كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله در «مدينه» مىماند، نمىبايست «مدينه» را خالى نمايند، و خطرات احتمالى آن را ناديده بگيرند، و از فرا گيرى معارف و احكام اسلام غافل بمانند.
بنابراين، هيچ گونه نسخى در آيات فوق وجود ندارد، و اين كه بعضى چنين تصور كردهاند، اشتباه است.
***
٣- منظور از «تفقّه» در آيه
شك نيست، منظور از «تفقّه» در دين، فرا گيرى همه معارف و احكام اسلام، اعم از اصول و فروع است؛ زيرا در مفهوم تفقّه، همه اين امور جمع است.
بنابراين آيه فوق، دليل روشنى است بر اين كه: همواره گروهى از مسلمانان به عنوان انجام يك واجب كفائى، بايد به تحصيل علم و دانش در زمينه تمام مسائل اسلامى بپردازند، و پس از فراغت از تحصيل، براى تبليغ احكام اسلام به نقاط مختلف، مخصوصاً به قوم و جمعيت خود باز گردند، و آنها را با مسائل اسلامى آشنا سازند.
بر اين اساس آيه فوق، دليل روشنى است بر: وجوب تعليم و تعلم در