تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥
البته، ترسيم ضعيفى از تفاوتهاى معنوى و مادّى را، در اين دنيا مىتوانيم در فكر خود مجسّم كنيم، مثلًا، لذتى كه از ديدار يك دوست مهربان و بسيار صميمى، بعد از فراق و جدائى، به ما دست مىدهد.
يا احساس روحانى خاصى كه از درك يك مسأله پيچيده علمى، كه ماهها يا سالها به دنبال آن بودهايم، براى ما حاصل مىشود.
و يا جذبه روحانى نشاطانگيزى كه در حالت يك عبادت خالص، و مناجات آميخته با حضور قلب، به ما دست مىدهد، با لذّت هيچ غذا و طعام و مانند آن، از لذتهاى مادّى قابل مقايسه نيست.
از اينجا نيز، روشن مىشود، آنها كه مىگويند: قرآن به هنگام شرح پاداش مؤمنان و نيكوكاران، تنها روى نعمتهاى مادّى تكيه كرده، و از جذبههاى معنوى در آن خبرى نيست، در اشتباهند؛ زيرا در جمله بالا، رضايت خدا كه مخصوصاً با لفظ «نكره» بيان شده، اشاره به گوشهاى از خشنودى خداست، كه از همه نعمتهاى مادى بهشت برتر شمرده شده و اين نشان مىدهد تا چه حدّ آن پاداش معنوى پر ارزش و گرانبهاست.
البته، دليل اين برترى نيز روشن است؛ زيرا «روح» در واقع به مانند «گوهر» است، و «جسم» همچون «صدف»، «روح» فرمانده است و «جسم» فرمانبر، تكامل روح، هدف نهائى است، و تكامل جسم وسيله است، به همين دليل، تمام شعاعهاى روح از جسم وسيعتر و دامنهدارتر مىباشد، و لذتهاى روحى نيز، قابل مقايسه با لذات جسمانى نيست، همان گونه كه آلام روحى، به مراتب دردناكتر از آلام جسمانى است.
و در پايان آيه اشاره به تمام اين نعمتهاى مادى و معنوى كرده مىگويد:
«اين پيروزى بزرگى است» «ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ».
***