تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
نظام آفريده، وسائل آن را نيز در اختيارش گذاشته است.
درست است كه انسان با يك تاريخ قرار دادى مىتواند كارهاى خود را تا حدودى منظم سازد، ولى اگر بر پايه يك ميزان طبيعى استوار نباشد، نه عموميت پيدا مىكند، و نه چندان قابل اعتماد است.
گردش «ماه» و «خورشيد» (يا صحيحتر زمين به دور خورشيد)، و منزلگاههائى كه دارند، يك تقويم طبيعى را پىريزى مىكند، كه همه جا و براى همه كس روشن و قابل اعتماد است.
همان طور كه مقدار شبانه روز، كه يك واحد كوچك تاريخى است، بر اثر يك عامل طبيعى يعنى: حركت زمين به دور خود به وجود مىآيد، ماه و سال نيز بايد متكى به يك گردش طبيعى باشد، و به اين ترتيب، حركت «ماه» به دور «كره زمين» يك واحد بزرگتر (ماه كه تقريباً مساوى ٣٠ روز است)، و حركت زمين به دور آفتاب، واحد عظيمترى يعنى: سال را تشكيل مىدهد.
گفتيم: تقويم اسلامى بر اساس تقويم قمرى و گردش «ماه» است، درست است كه گردش «خورشيد» در برجهاى دوازدهگانه نيز وسيله خوبى براى تعيين ماههاى شمسى است، ولى اين تقويم با اين كه طبيعى است، به درد همه كس نمىخورد، و تنها دانشمندان نجوم از طريق رصدهاى نجومى مىتوانند، بودن خورشيد را در فلان برج تشخيص دهند، به همين دليل، ديگران مجبورند به تقويمهائى كه به وسيله همان منجمان تنظيم شده مراجعه كنند.
ولى گردش منظم «ماه» به دور زمين، تقويم روشنى به دست مىدهد، كه حتى افراد بى سواد و بيابانگرد نيز، قادر به خواندن خطوط و نقوش آن هستند.
توضيح اين كه:
قيافه «ماه» هر شب در آسمان، به گونه خاصى غير از شب قبل و بعد است،