تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨
ممكن بود در ذهن آنها پديد آيد: مگر «آزر» مشرك نبود؟
اگر اين كار ممنوع است؛ چرا اين پيامبر بزرگ خدا انجام داد؟!
لذا در آيه دوم، به پاسخ اين سؤال پرداخته مىگويد: «استغفار ابراهيم براى پدرش (عمويش آزر) به خاطر وعدهاى بود كه به او داد، اما هنگامى كه براى او آشكار شد كه وى دشمن خدا است، از او بيزارى جست و برايش استغفار نكرد» «وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهيمَ لِابيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ».
و در پايان آيه اضافه مىكند: «ابراهيم كسى بود كه، در پيشگاه خدا خاضع، از خشم و غضب پروردگار خائف و ترسان، و مردى بزرگوار و حليم و بردبار بود» «إِنَّ إِبْراهيمَ لَا وَّاهٌ حَليمٌ».
اين جمله، ممكن است دليلى براى وعده «ابراهيم» به «آزر» در زمينه استغفار بوده باشد؛ زيرا حلم و بردبارى از يك سو، و اوّاه بودن او، كه طبق بعضى از تفاسير به معنى رحيم بودن است از سوى ديگر، ايجاب مىكرد:
حداكثر تلاش و كوشش را براى هدايت «آزر» انجام دهد، اگر چه از طريق وعده استغفار و طلب آمرزش از گذشته او باشد.
اين احتمال نيز وجود دارد: جمله فوق، دليل اين موضوع باشد كه:
«ابراهيم» به خاطر خضوع و خشوعى كه داشت، و ترس از مخالفت پروردگار، هرگز حاضر نبود براى دشمنان حق استغفار كند، بلكه اين كار مخصوص به زمانى بود كه، اميد هدايت «آزر» را در دل مىپروراند.
لذا به محض آشكار شدن عداوت او، از اين كار صرفنظر كرد.
اگر سؤال شود: مسلمانان از كجا مىدانستند، «ابراهيم» براى «آزر» استغفار كرد؟