تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩
مسلمانى كه خونشان در ميدان جنگ «جمل» ريخته شد تبرئه كند؟
آيا خدا به اين خونريزىها راضى بود؟
آيا مخالفت با على عليه السلام خليفه پيامبر صلى الله عليه و آله- كه اگر فرضاً خلافت منصوص او را نپذيريم- حداقل، با اجماع امت برگزيده شده بود، و شمشير كشيدن به روى او و ياران وفادارش، چيزى است كه خدا از آن خشنود و راضى باشد؟
حقيقت اين است كه: طرفداران فرضيه «تنزيه صحابه»، با اصرار و پافشارى روى اين مطلب، چهره پاك اسلام، كه همه جا ميزان شخصيت اشخاص را، ايمان و عمل صالح قرار مىدهد، زشت و بلامنظر ساختهاند.
آخرين سخن اين كه: رضايت و خشنودى خدا، كه در آيه فوق است، روى يك عنوان كلّى قرار گرفته و آن: «هجرت»، «نصرت»، «ايمان» و «عمل صالح» است، تمام صحابه و تابعان، مادام كه تحت اين عناوين قرار داشتند، مورد رضاى خدا بودند، و آن روز كه از تحت اين عناوين خارج شدند، از تحت رضايت خدا نيز خارج گشتند.
از آنچه گفتيم به خوبى روشن مىشود: گفتار مفسر دانشمند، اما متعصّب، يعنى: نويسنده «المنار» كه در اينجا «شيعه» را به خاطر عدم اعتقاد به پاكى و درستى همه صحابه، مورد سرزنش و حمله قرار مىدهد، كمترين ارزشى ندارد، «شيعه» گناهى نكرده، جز اين كه حكم عقل، شهادت تاريخ و گواهى قرآن را در اينجا پذيرفته، و به امتيازات واهى و نادرست متعصبان، گوش فرا نداده است.
***