تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٢
به چنين كارى كند، مرتكب تهمت و افتراء بر خدا شده است؛ زيرا همه روزىها و مواهب عالم از ناحيه او نازل گرديده، و در حقيقت مالك اصلى همه آنها خدا است، بنابراين او است كه حق دارد بعضى را «مجاز»، و بعضى را «غير مجاز» اعلام كند، هر چند دستورهاى او در اين زمينه در مسير منافع و تكامل بندگان است، و او كمترين نيازى به اين كار ندارد، ولى به هر حال صاحب اختيار و قانونگذار او است.
مگر اين كه اجازه اين كار را، در حدودى كه صلاح مىداند، به كسى مانند پيامبر صلى الله عليه و آله واگذار كند.
چنان كه از روايات متعددى نيز استفاده مىشود كه: پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، بعضى از امور را واجب يا حرام كرده است، كه در زبان روايات به عنوان «فرض النبى» ناميده شده، «١» البته همه اينها طبق فرمان خداوند و اختياراتى است كه به پيامبرش واگذار كرده است.
جمله «آللَّهُ أَذِنَ لَكُم» نيز دليل بر اين است كه: ممكن است خداوند چنين اجازهاى را به كسى بدهد.
اين بحث، مربوط به مسأله «ولايت تشريعى» است، كه به خواست خدا در محل ديگرى به گونهاى مشروحتر بيان خواهيم كرد.
***
٢- نزول ارزاق
اين كه در آيات فوق، در مورد «ارزاق» تعبير به نزول شده، با اين كه مىدانيم تنها آب باران است كه از آسمان فرود مىآيد: