تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣
و در آخرين آيه، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله، كه سر سلسله اولياء و دوستان خدا است كرده، و به صورت دلدارى و تسلّى خاطر به او مىگويد: «سخنان ناموزون مخالفان و مشركان غافل و بىخبر تو را غمگين نكند» «وَ لايَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ».
«چرا كه تمام عزّت و قدرت از آنِ خدا است» «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً»، و در برابر اراده حق از دشمنان كارى ساخته نيست.
او از تمام نقشههاى آنها با خبر است، «سخنانشان را مىشنود و از اسرار درونشان آگاه است» «هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ».
***
نكتهها:
١- منظور از «بشارت» در اين آيه چيست؟
در اين كه بشارتى را كه خداوند در آيات فوق به دوستانش در دنيا و آخرت ارزانى داشته چيست؟ در ميان مفسران گفتگو است:
بعضى آن را مخصوص به بشارتى دانستهاند كه، فرشتگان در آستانه مرگ و انتقال از اين جهان به مؤمنان مىدهند و مىگويند: وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِى كُنْتُمْ تُوعَدُونَ: «و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است»! «١»
بعضى ديگر، آن را اشاره به وعدههاى پيروزى پروردگار، و غلبه بر دشمنان، و حكومت در روى زمين- مادام كه مؤمنند و صالحند- مىدانند.
در بعضى از روايات، اين بشارت به خوابهاى خوش كه مؤمنان مىبينند تفسير شده، ولى همان گونه كه گفتيم، با توجه به مطلق بودن اين كلمه و «الف و لام» جنس در «البشرى»، مفهوم وسيعى نهفته شده، كه هر گونه بشارت، و شادى